|
علمی فرهنگي سیاسی
|
|
|
|
||||
|
جهت بازدید و نظر دهی و اطلاع از جدیدترین اخبار به آدرس : مراجعه نمایید. با تشكر مدیر وبلاگ ایمیل :
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 10:30 توسط جغتايي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 0:48 توسط جغتايي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ارسال SMS بدون افتادن شماره! ( اموزش و ترفندهای کاربردی موبايل ) قصد داریم تا اینبار یک ترفند فوق العاده را برای شما معرفی کنیم. مطمئنأ برای شما نیز پیش آمده که دوست داشته باشید گاهی ناشناس بمانید. این ترفند روشی را به شما معرفی میکند که میتوانید پیام کوتاه متنی SMS ارسال کنید به شکلی که شماره شما برای فرد مورد نظر نمایش پیدا نکند و کاملأ مخفی میمانید. این ترفند خصوصیاتی دارد که باید گوشی فرستنده و دریافت کننده آن را دارا باشد. پیشنهاد میکنیم این ترفند را حدأقل یکبار تست کنید تا نتیجه را ببینید. ابتدا به این نکات دقت کنید: منبع : www.joghatay.tk گرد آورنده : جغتايي
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 9:35 توسط جغتايي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یک ایرانی پس از 19 سال اقامت در انگلستان عزم (دیار) وطن کرده و با پای پیاده به ایران باز می گردد. وی که آقای محمد سامقانی نام دارد و متولد تهران است صاحب دو فرزند دختر و پسر می باشد. وی عزم جزم کرده و "بازگشت تاریخی به وطن را با یاری خداوند" برای خود رقم زده است. او از لندن با پای پیاده به مقصد خلیج فارس حرکت کرده است. هدف او از اینکار امور زیر است: 1ـ ماندگار ماندن نام خلیج همیشه فارس و ایران عزیز 2ـ رساندن پیام صلح دوستی و صلح طلبی ملّت ایران به سراسر جهان ملت ایران هیچگاه طرفدار جنگ نبوده و در همیشه ی تاریخ خود مورد هجوم قرار گرفته و زمانی هم که همسایگان ایران مورد هجوم قرار گرفته اند پناهگاه امنی برای مهاجرین جنگی بوده است. 3ـ پاک کردن تصویر غلط از زندگی بهتر و فردای روشن تر در غربت برای هموطنان ایرانی آنان نباید زندگی خود را در گرو رسیدن به رویاهای واهی در خارج از کشور بگذارند. زندگی در خارج از ایران برای عده ای آنچنان رویایی و کارت پستالی به تصویر کشیده شده است که به همین خاطر همه چیز را زیر پا گذاشته و از هر طریق ممکن به خارج از کشور می آیند. ولی پس از چند سال متوجه می شوند آن ترقی که انتظارش را داشتند در غربت ندارند و متأسفانه اراده ی بازگشت نیز در آنان ضعیف شده و یا مقابل خانواده و اقوام قرار گرفته و روی بازگشت را ندارند. اما "ایران ارزش آن را دارد که از هرجای دنیا که باشیم با پای پیاده به آنجا برویم". نه اینکه عده ای دیار وطن را رها کرده و با رویای رسیدن به زندگی بهتر به کوه و بیابان زده و به دیار غربت مهاجرت می کنند. هرجای دنیا غیر از ایران که باشیم هر چقدر هم که موفق باشیم باز هم خارجی و غریبه هستیم. باز هم تا چند نسل ِ بعدِ ما مهاجر به سرزمین دیگران هستند. آقای سامقانی روز سه شنبه 12ژوئن 2007 برابر 22خرداد86 در رایزنی فرهنگی ایران با آقای دکتر همتی رایزن فرهنگی ملاقات نمود. ایشان 2روز در برلین توقف داشته و با حجت الاسلام هاشمیان امام مرکز اسلامی و فرهنگی برلین نیز ملاقات داشته و صبح روز چهارشنبه به سفر خود با پای پیاده به طرف خلیج فارس ادامه داد. او می گوید در لندن مشکلی از لحاظ کار کردن نداشته و هرلحظه که بخواهد می تواند به کار سابق خود ادامه دهد. اما زندگی در ایران را به هرچیز دیگری ترجیح می دهد و در آینده نزدیک نیز خانواده خود را به ایران خواهد برد.
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 12:6 توسط جغتايي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 9:51 توسط جغتايي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جوك و اس ام اس عاشقانه ( اس ام اس و جوک و لطيفه ) اگر عشق نبود، به کدامين بهانه مي گريستيم و مي خنديديم؟! کدام لحظه ناياب را انديشه مي کرديم؟! و چگونه عبور روزهاي تلخ را تاب مي آورديم؟! آري! بيگمان پيش از اينها مرده بوديم، اگر عشق نبود. يه کم فکر کن ... اون دل منه که برات يک ذره شده. نيست و اين بي وفايي از دوست نيست. از روزگار است. گفتم: "بخاطر هيچکس". پرسيد: پس بخاطر چي زنده هستي؟ با اينکه دلم داد ميزد "به خاطر دل تو"، با يه بغض غمگين بهش گفتم: "بخاطر هيچي". ازش پرسيدم: تو بخاطر چي زنده هستي؟ در حاليکه اشک تو چشمش جمع شده بود، گفت: بخاطر کسي که بخاطر هيچ زندست. باز رو شونه هام مي بينم. واسه طلوع خورشيد، باز به انتظار مي شينم. اما از اول قصه آخرش رو ميشه فهميد. تو بايد باشي که بازم بشه عاشقونه خنديد. تقديم به عشق قشنگم. چشمهات اسير هميشه بودم. كاش ميشد منو ميديدي كه برات دارم مي ميرم. نميخوام بي تو بمونم، چون ديگه چيزي ندارم. كاش مي شد گلهاي عشقم يه گلستاني مي ساختند. من ميون دشت گلهام، تو بالا خورشيد، روزهام كاش مي شد. چشمهاي پاكت، ماه شبهاي دلم بود، ديگه قصه اي ندارم، چون حالا من تو رو دارم. واسه دوست داشتن چشمهات، واسه اون ناز نگاهت، به شكار شب و روزم باشه، اشكالي نداره، بذار از عشقت بسوزم. شکست با لبه هاي تيزش دست اوني که شکسته رو نبره. يك نفر رشتهاش دامپروري بوده، روش نميشده به كسي بگه. يكي ازش ميپرسه: رشتهات باکلاس تره. يارو ميگه: آخه به زبون خوش که نميخورد. خدا را ببوسم. ميگه علي کجاست؟ زنش ميگه: اونطرفت نشسته. ميگه حامد کجاست؟ ميگه: اونم همين جاست. يهو داد مي زنه: پس براي چي چراغ اون اتاق بي خودي روشنه؟
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 19:33 توسط جغتايي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سره كاري ترين اس ام اس هاي سال ۱۳۸۶ ( اس ام اس و جوک و لطيفه ) دوستت ندارم به اندازه اقيانوس، چون يه روز تموم مي شه. ***************************
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 19:30 توسط جغتايي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با مزه ترين اس ام اس هاي سال زندگي چيه ؟ زندگي عشقه، عشق چيه ؟ عشق بوسيدنه، بوسيدن چيه ؟ بيا اينجا بهت بگم!!!
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 19:28 توسط جغتايي
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خسيسه صد هزارتا صلوات نذر ميکنه. وقتی نذرش برآورده ميشه ميره ورزشگاه آزادی داد ميزنه : محمدياش صلوات!! یارو ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره! .....ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!....ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه:مادر خوبه؟ ميگه: قربان شما، دست بوسن!...ميره سيگار فروشي میگه: آقا سيگار برگ دارين؟ ميگه:خير میگه: پس يك بسته كوبيده بدين!...ازش ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه! زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نميبيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشماتو درميآرم! یک روز آقايی رو پلیس میگیره میگه : کارت ماشین ٬ بیمه ٬ گواهی .نامه يارو میگه چیکار کنم جمله بسازم . پیره زنه دندون نداشته میخواسته بره نازی آباد به تاکسیها میگفته نای نی نانای ني نای نای (( یعنی نازی آباد نگه دار )) خــداونـــــد زميــن و اسمــان را افـريـد و گفت : چـه زيبـاست..... مــرد را آفـريـد و گفت : چـه زيبـاست...... و زن را افريـد و گفـت :........ اشکال نداره آرايش ميکنه. ابتدا خدا زمين را افريد...سپس استراحت کرد. بعد مرد را افريد...سپس استراحت کرد و بعد زن را افريد. انگاه ........نه خدا استراحت کرد نه زمين و نه مرد . مرد: قسم ميخوري كه منو به خاطر پولهايم دوست نداري؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم! یارو كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته: سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكي از اونجا رد ميشده، ميپرسه: ببخشيد قربان، ميتونم بپرسم داريد چيكار ميكنيد؟ يارو يقشو ميگيره، پرتش ميكنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده! يکی جونش به لبش می رسه،تف می کنه ميميره.......... احمقه داروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسككش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. احمقه ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن!! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا ميكشيمشون! احمقه ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!!
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 19:25 توسط جغتايي
|
|
|||||
|
|||||